واژه جو

ضفیط

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ضفیط. [ ض َ ] (ع ص ) آنکه وقت آرمیدن با زنان حدث آیدش . ◄ آنکه پیش از ادخال، انزال آیدش . ◄ نادان . سست رای . (منتهی الارب ). ج، ضفطی . ◄ شتر نیکوخو. (منتهی الارب ). ◄ شتردشوارخو (از لغات اضداد است ). (منتهی الارب ). ◄ مرد تندار نرم و فروهشته بدن . (منتهی الارب ).

معنی ضفیط | واژه جو