ضمان
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(ضَ) [ ع. ] ۱- (مص م.) پذیرفتن، بر عهده گرفتن وام دیگری را. ۲- (اِمص.) ضمانت. ۳- ملتزم شدن به این که هرگاه کسی به عهد خود وفا نکرد از عهده خسارت برآید.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(ضَ) [ ع. ] ۱- (مص م.) پذیرفتن، بر عهده گرفتن وام دیگری را. ۲- (اِمص.) ضمانت. ۳- ملتزم شدن به این که هرگاه کسی به عهد خود وفا نکرد از عهده خسارت برآید.