ضنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ضنی . [ ض ُن ْ نا ] (اِخ ) ابوضنی سعیدبن ضنی . محدث است . (منتهی الارب ).
ضنی . [ ض َن ْی ْ ] (ع مص ) ضَناء. بسیاربچه شدن زن . ◄ بسیار شدن و زیاده گشتن بهره ٔ کسی . ◄ بیمار شدن یا بازگردیدن بیماری کسی . (منتهی الارب ). ◄ نزار شدن . (زوزنی ).