ضهل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ضهل . [ ض َ ] (ع ص، اِ) شیر گردآمده .هر چیز که اندک اندک و یکی بعد دیگری فراهم آمده باشد. (منتهی الارب ). ◄ آب اندک . (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ). آب اندک در جوی . (مهذب الاسماء).
ضهل . [ ض ُ هَُ ] (ع ص، اِ) ج ِ ضَهول . (منتهی الارب ).
ضهل . [ ض َ ] (ع مص ) اندک اندک فراهم آمدن چیزی . (منتهی الارب ). ◄ اندک و تنک گشتن شراب و نوشیدنی . (تاج المصادر) (منتهی الارب ). ◄ بازگشتن بسوی اصل . ◄ بازگشتن بسوی کسی نه به وجه مقاتلة و مغالبة، یا عام است . (منتهی الارب ). بازگردیدن . (تاج المصادر). بازگردیدن بسوی کسی نه به وجه مقاتلة و مغالبة. (منتخب اللغات ). ◄ کم کردن و باطل ساختن حق کسی را. (منتهی الارب ). ◄ اندک اندک دادن . (منتهی الارب ) (تاج المصادر) (زوزنی ). ◄ برداشتن و منسوب کردن خبر را بکسی . (منتهی الارب ).