ضوز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ضوز. [ ض َ ] (ع اِ) ضوازة. پاره ٔ جداافتاده از مسواک . (منتهی الارب ).
ضوز. [ ض َ ] (ع مص ) کم کردن و نقصان کردن در حق کسی . (منتهی الارب ). ◄ جور کردن در حکم . (منتخب اللغات ). جور و ستم کردن بر کسی در حکم . (منتهی الارب ). ◄ خائیدن خرما را. (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ). خائیدن . (تاج المصادر).