ضیس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ضیس . [ ض َ ] (ع ص ) ضَیِّس . ضائس . گیاه پژمریده ٔ در خشک شدن درآمده . (منتهی الارب ). ◄ (اِ) صابون . (مهذب الاسماء). ضیس (بکسراول )، بعربی اسم صابون است . (فهرست مخزن الادویه ).
ضیس . [ ض َ ] (ع مص ) خشک شدن گرفتن . (منتهی الارب ).
ضیس . [ ض َی ْ ی ِ ] (ع ص ) ضائس . ضَیس . گیاه پژمریده ٔ در خشک شدن درآمده . (منتهی الارب ).