طاحون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طاحون . (ع اِ) آسیا. (منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع به طاحونه شود : بر در یاران تهیدست آمدن هست بی گندم سوی طاحون شدن . مولوی . چون شما را حاجت طاحون نماند آبرا از جوی اصلی باز راند. مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طاحون . (ع اِ) آسیا. (منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع به طاحونه شود : بر در یاران تهیدست آمدن هست بی گندم سوی طاحون شدن . مولوی . چون شما را حاجت طاحون نماند آبرا از جوی اصلی باز راند. مولوی .