طارمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (ص نسب.)<BR>۱- نردة چوبی یا آهنی که اطراف محوطه یا باغی نصب کنند.<BR>۲- دست انداز.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (ص نسب.) ۱- نرده چوبی یا آهنی که اطراف محوطه یا باغی نصب کنند. ۲- دست انداز.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
طارمی . [ رَ ] (اِ) نرده . پکوک . ◄ دست انداز. ستن آوند. رجوع به طارم شود.
طارمی . [ رَ ] (اِخ ) میردوست از شعرای طارم بوده دوازده سال بمجاورت و خدمت روضه ٔ رضویه اشتغال داشته و همایون پادشاه وی را از هواخواهان خویش میشمرده است . این شعر بدو منسوب است : چاکها کز دست عشقش در گریبان من است هر طرف راهیست کز جانان سوی جان من است . (از صبح گلشن ص ٢٦٠).
مترادف و متضاد
نرده دستانداز
فرهنگ واژگان سره
نرده، تارمی