طارونی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طارونی . (ص نسبی، اِ) نوعی ازجامه ٔ ابریشمی . (منتهی الارب ). قسمی خز : مردم ز علم و فضل شرف یابد نز سیم و زر و از خز طارونی . ناصرخسرو. و ظاهراً طارونی یا خزّ طارونی ادکن اللون وناعم الملمس بوده است . رجوع به کلمه ٔ خلاف در ابن البیطار شود. ♦ گنبد طارونی ؛ کنایه از آسمان : ای گرد گرد گنبد طارونی یکبارگی بدین عجبی چونی . ناصرخسرو.