طازج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طازج . [ زَ ] (معرب، ص ) تازه . معرب است . (منتهی الارب ). سخن راست و نیکو و پاکیزه . (منتهی الارب ) (قطر المحیط). ◄ خالص از هر چیزی . (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طازج . [ زَ ] (معرب، ص ) تازه . معرب است . (منتهی الارب ). سخن راست و نیکو و پاکیزه . (منتهی الارب ) (قطر المحیط). ◄ خالص از هر چیزی . (منتهی الارب ).