طاسی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومطاسی ٔ. [ س ِءْ ] (ع ص ) گرفته : یقال نفسی طاسِئَةٌ؛ یعنی دل من گرفته است . (منتهی الارب ).طاسی . (اِخ ) موضعی است در خراسان . (معجم البلدان ).مترادفها و واژههای مرتبطکچلیریزش موواژه قبلی: طاسک پرچمواژه بعدی: طاسیس