طاس
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
[ معر. ] (اِ.) ۱- طشت بزرگ. ۲- ظرفی که در حمام برای استفاده از آب به کار برند. ۳- پیاله، ساغر. ۴- آویزههای طلا یا نقره که بر علم آویزند.
(ص.) سَر بی مو.
(اِ.) مهرهای مکعب شکل که بر هر یک از شش طرف آن اعداد از یک تا شش نوشته شدهاست که در بازی نرد از آن استفاده میکنند.