طافی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طافی . (اِخ ) نام اسبی است . (منتهی الارب ).
طافی . (ع ص ) بر آب برآینده . (منتهی الارب ). آنچه بر سر آب از سبکی و لطافت بالا برآید. ضد راسب . (غیاث اللغات ). آنچه بر روی آب ایستد. بر سر آب آمده مانند ماهی مرده ٔ در آب . رجوع به ج ٢ ص ٢٢٩ دُکری شود. ◄ (اِ) پرده ای است بر شکم زیر پوست و بر زبر باریطون . یجب ان تعلم ان علی البطن بعد الجلد غشائین احدهما یسمی الطافی ... و الثانی یسمی باریطارون و یسمی المدور. (کتاب ثالث قانون ابوعلی ص ٣١١). ◄ کف که بر بالای قاروره و تفسره ٔ بیمار ایستد.
طافی . (اِخ ) ناحیتی است به هندوستان با شهرهای آبادان، و نعمت فراخ، و مردمانش اسمرند و سپید. (حدود العالم ).