طاق برنهادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طاق برنهادن . [ ب َ ن ِ / ن َ دَ ] (مص مرکب ) یا بر طاق نهادن . کنایه از فراموش کردن . (برهان ) (انجمن آرا). ◄ ترک دادن چیزی . (برهان ) (انجمن آرا). و رجوع به بر طاق نهادن شود : مرد از دورنگی طاق به، این رنگها بر طاق نه هم دور خور هم دور ده، وانصاف بستان صبح را. خاقانی .