طاقت آوردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانتاوستن، تابیدنمترادفها و واژههای مرتبطبرخود هموار کردن، تحمل کردن، یارستن، تاب آوردن، تحمل کردن، برتابیدن، برتافتن ≠ از کوره در رفتن، برنتافتنواژه قبلی: طاقتواژه بعدی: طاقت تاغ شدن