طاهرآباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طاهرآباد. [ هَِ ] (اِخ ) موضعی است در غربی دستجرد، از نواحی شمالی باطلاق نمکزار.
طاهرآباد. [ هَِ ] (اِخ ) قریه ای است از توابع کنگاور، در کنار جاده ٔ کنگاور و جوکار واقع میان کنگاور و گودین در ٢٥٠٠ گزی کنگاور.و در فرهنگ جغرافیائی ایران آمده است : دهی است از دهستان کنگاور بخش کنگاور شهرستان کرمانشاهان در هشت هزارگزی خاور کنگاور. کنار راه شوسه ٔ کرمانشاه به تویسرکان . دشت و سرد و معتدل . با ٤٦٠ تن سکنه . آب آن از رود خرم رود و سیاه گر. محصول آنجا غلات آبی و دیمی واشجار و انگور و تریاک و صیفی . شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).
طاهرآباد. [ هَِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خانکوک بخش حومه ٔ شهرستان فردوس در ١٥هزارگزی شمال باختری بشرویه و١٤هزارگزی شمال باختری شوسه ٔ عمومی فردوس به طبس . جلگه، گرمسیر. با ١٢٠ تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات و پنبه و ارزن . شغل اهالی زراعت و مالداری و راه آن مالرو است . اهالی برای آب مشروبی آب انبارهائی درست کرده اند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).