طاوه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طاوه . [ وَ / وِ ] (اِ) ظرفی است فلزی برای سرخ کردن اطعمه به کار رود. در ترکی طابه و در ترکی عامیانه طاوه مأخوذ از تاوه ٔ فارسی است . این کلمه در عربی بصورت طابق درآمده است . (دزی ج ٢ ص ١٩). و رجوع به تابه و تاوه شود.
طاوه . [ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان درجزین بخش رزن شهرستان همدان، در ٣٠هزارگزی جنوب قصبه ٔ رزن متصل به سناج . جلگه و سردسیر و مالاریائی . با ٦٠٠ تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات و لبنیات و حبوبات . شغل اهالی زراعت و گله داری . صنایع دستی زنان قالی بافی و راه آن مالرو است . تابستان از فامنین اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).