طبس مسینان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طبس مسینان . [ طَ ب َ س ِ م َ ] (اِخ ) به خراسان اندر میان کوه و بیابان است و جائی بانعمت است . (حدود العالم ). طبس مسینان : از اقلیم سیم طولش از جزایر خالدات : صدنه، و عرض از خط استوا لج، شهری کوچک و گرمسیر است . و در او نخلیات فراوان بود و آبش از کاریز است .غلات این قصبه در هفتاد روز آب خورد و غلات مواضعی که در حوالی آن است در هفت روز آب خورد، و در آن ولایت چاهی بود که خاک آن مقدار دانه ٔ جاورس، هرکه بخوردی در حال بمردی، اما در این نزدیکی آن چاه را انباشته اند. و هم در آن ولایت چاهی است که در زمستان آب بسیاردر آن چاه میرود و در تابستان بیرون می آید، و بدان زراعت می کنند. و چاهی دیگر هست که هر وقت که در آن چاه نگاه میکنند بشکل ماهی مینماید. (نزهةالقلوب چ اروپا). رجوع به طبس، طبسین، طبسان و طبس مسینا شود.