طبع کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(طَ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) چاپ کردن.مترادفها و واژههای مرتبطچاپ کردن، بهچاپ رساندن، چاپ زدنواژه قبلی: طبع نوازواژه بعدی: طبعاً