طبق طبق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طبق طبق . [ طَ ب َ طَ ب َ ] (ق مرکب ) آنچه بتوالی بر طبقها بود. کنایه است از تعداد بسیار : ببین به دیده ٔ انصاف نظم خاقانی طبق طبق ز جواهر بر انتخاب بریز. خاقانی . ♦ امثال : افاده ها طبق طبق .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طبق طبق . [ طَ ب َ طَ ب َ ] (ق مرکب ) آنچه بتوالی بر طبقها بود. کنایه است از تعداد بسیار : ببین به دیده ٔ انصاف نظم خاقانی طبق طبق ز جواهر بر انتخاب بریز. خاقانی . ♦ امثال : افاده ها طبق طبق .