طبوع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طبوع . [ طَب ْ بو ] (ع اِ) جانورکی است زهردار. ◄ قسمی از بوزینه که گزیدنش را درد سخت باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). جنبنده ای است . گویند دیوه ای است . (مهذب الاسماء). ◄ دانه ٔ سمی است که از گزیدن آن درد بسیار بهم میرسد. (فهرست مخزن الادویه ).
طبوع . [ طُ ] (ع اِ) ج ِ طِبع.