طحر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طحر. [ طَ ] (ع مص ) بیرون انداختن چشم و چشمه خاشاک را. ◄ راندن . ◄ آرامش با زن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ ازبن بریدن حجام غلاف سر نره را در ختنه . (منتهی الارب ). ◄ (اِ) پاره ای از ابر تنک . طحرة و طحرور و طحرورة و طحریة مثله . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
طحر. [ طَ ] (ع مص ) کنایه است از آرامش کردن با زن . (منتهی الارب ). رجوع به کتاب المعرب ص ٢٢٣ شود.
طحر. [ طَ ح َ ] (ع اِ) پاره ای از ابر تنک . (منتهی الارب ) (آنندراج ).