طرازیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(طِ دَ) (مص م.) ۱- آرایش کردن، آراستن. ۲- نظم و ترتیب دادن، نیکو ساختن.واژه قبلی: طرازگرواژه بعدی: طراف