طراز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طراز. [ طُ ] (اِ) کارگاه بت . (فقط در یک نسخه ٔ خطی از فرهنگ اوبهی ).
طراز. [ طُرْ را ] (اِخ ) تارجه . شهری است از شهرهای اسپانیا .
طراز. [ طَرْ را ] (ع ص ) نگارگر جامه . زینت کننده . این صنعت در میان بنی اسرائیل در وقتی که از مصر بیرون آمد معروف بود. (خرو ٢٨، ٣٩، ٣٥، ٣٨، ٢٣) (قاموس کتاب مقدس ).