طرافل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طرافل . [ طَ ف ِ ] (معرب، اِ) اطریفل . هندی معرب، اصلش تیر پهله، یعنی سه بار وآن عبارت از هلیله و بلیله و آمله است : اگر ز علت کین تو دل ضعیف شود نه از طرافل سودش بود نه از جلاب . امیرمعزی . و میتواند که اطریفل معرب طریفل بدون همزه ٔ اماله ٔ طرافل بود، پس طرافل معرب ترپهله یا تری پهل باشد، نه معرب اطریفل . واﷲ اعلم بحقیقة الحال . (آنندراج ).