واژه جو

طرب سرای

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

طرب سرای . [ طَ رَ س َ ] (اِ مرکب ) طربخانه : طرب سرای محبت کنون شود معمور که طاق ابروی یار مَنَش مهندس شد. حافظ. طرب سرای وزیر است ساقیا مگذار که غیر جام می آنجا کند گرانجانی . حافظ.

معنی طرب سرای | واژه جو