طرب همدانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طرب همدانی . [ طَ رَ ب ِ هََ م َ ] (اِخ ) هدایت آرد: نام شریفش میرزا یوسف، برادر کهتر میرزا ابوالقاسم همدانی و شیخ الاسلام آن شهر بوده، شاهزاده ٔ مغفور معظم دولتشاه طاب ثراه به وی مرحمتها میفرمود، و فاضلی دانشمند و دبیری بیمانند، در جودت طبع و حدت ذهن و استقامت سلیقه و بذله های دلکش و سخنان خوش مشهور، و در عهد دولت قطب السلاطین محمدشاه ثانی قاجار طاب ثراه رحلت نموده . از اشعار آن جناب است : نه جان بهر نثار او نه تاب شرمساریها پس از مردن نیایدکاش بر خاکم ز یاریها مرابر روی او دیدن نباشد درخور طاقت عبث با پرده دارم شکوه است از پرده داریها. امیدوار وصل تو جان داد در فراق تا کامیاب وصل ترا انتقام چیست . حلقه بر در آشنا ناکرده در بگشاد دوش گوئیا پنداشت آن ناآشنا بیگانه ام . ای جرس رهبر ما گمشدگان چون نشوی رهزنان را ز کمینگاه خبردار مکن . جان من آب حیات از غم دهرت نرهاند زینهار ار عوض باده دهندت نستانی . (مجمعالفصحاء ج ٢ ص ٣٤٤).