واژه‌جو

طرثیث

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

طرثیث . [ طُ ] (اِخ ) شهری کوچک است و به گرمی مایل، قاضی ابوبکر صاحب «شکر و شکایت » از آنجا است . (نزهةالقلوب چ اروپا ذیل بلاد غزنین ص ١٤٧).

معنی طرثیث | واژه‌جو