طرح افکندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طرح افکندن . [ طَ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پی افکندن . بنیاد نهادن : پادشاهی که طرح ظلم افکند پای دیوار ملک خویش بکند. سعدی . ♦ طرح عمارت افکندن ؛ بنیان نهادن بنا. و رجوع به مجموعه ٔ مترادفات ص ٢٣٩ شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طرح افکندن . [ طَ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پی افکندن . بنیاد نهادن : پادشاهی که طرح ظلم افکند پای دیوار ملک خویش بکند. سعدی . ♦ طرح عمارت افکندن ؛ بنیان نهادن بنا. و رجوع به مجموعه ٔ مترادفات ص ٢٣٩ شود.