طرح کردن
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) ۱- دور انداختن. ۲- چیزی را به قهر نزد کسی انداختن. ۳- پی افکندن، نقشه کاری را کشیدن.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) ۱- دور انداختن. ۲- چیزی را به قهر نزد کسی انداختن. ۳- پی افکندن، نقشه کاری را کشیدن.