طرح کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
پیشنهاد کردن، مطرح کردن بیان کردن، به میانکشیدن فراهم کردن، آماده کردن ترتیبدادن، نقشه کشیدن، برنامهریزی کردن دورانداختن، برانداختن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
پیشنهاد کردن، مطرح کردن بیان کردن، به میانکشیدن فراهم کردن، آماده کردن ترتیبدادن، نقشه کشیدن، برنامهریزی کردن دورانداختن، برانداختن