واژه جو

طرح کلی

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

سایه، مسوده، اتود، طرح، انگاره، نقشه ساده، نقشه برجسته، پروفیل، طرح بیرونی، شبح، سایه‌نما، سیاه‌سایه، طرح دوره‌بر دوره، حاشیه، لبه، کناره چارچوب، پلان، قاب، خلاصه، رئوس، برنامه، پروژه، دورنما، نمونه پیرامون، محیط نقش، الگو، گل، موتیف، نگار ترکیب، ساختار نیمرخ، نیمرخ سایه‌ای، شکل، ظاهر الگوبرداری

معنی طرح کلی | واژه جو