واژه‌جو

طرشقون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

طرشقون . [ طَ ش َ ] (معرب، اِ) هندبای بری بود. (اختیارات بدیعی ). کاسنی بری و یقال طرخشقوق، هو الهندباء البری مبرد، مفتح، عصاریة ینفع من الاستسقاء جداً و یفتح سددالکبد و یقاوم السموم خصوصاً الزنبور. (بحر الجواهر). و رجوع به طرخشفوق و طرخشقوس و طرخشقوق و طرخشقون شود.

معنی طرشقون | واژه‌جو