طرفدار پنجم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طرفدار پنجم . [ طَ رَ رِ پ َ ج ُ ] (اِخ ) کنایه از ستاره ٔ مریخ است، چه فلک پنجم جای اوست . (برهان ) (غیاث اللغات ). ◄ پادشاه ترکستان را نیز گویند، بسبب آنکه اقلیم پنجم در تصرف اوست . (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ) : جهان خسروا زیر هفت آسمان طرفدار پنجم توئی بی گمان . نظامی .