طرف
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(طَ رَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- جانب، کرانه. ۲- سوی، جهت. ۳- (عا.) نزدیک به زمان خاصی یا حوالی آن. ۴- فرد شناخته شده و غایبی میان دو یا چند نفر، یارو. ۵- پاره، جزء. ۶- ناحیه، منطقه.
(طَ رْ) [ ع. ] ۱- (اِ.) چشم، گوشه چشم. ۲- نگاه از گوشه چشم. ۳- پایان و کناره چیزی. ۴- در فارسی به معنی کمربند و بند طلا یا نقره که بر کمر بندند هم گفته شده.
(طُ رَ) [ ع. ] (اِ.) جِ طرفه ؛ چیزهای تازه و عجیب.