طرف
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
جانب، جهت، حاشیه، سمت، سو، صوب، عرض، قبل، کران، کرانه، کنار، ناحیه حریف، معارض فلانی مخاطب حدود، حوالی گاه، وقت، هنگام مورد، محل منطقه، شهر سرحد، مرز رو، سطح، ور
چشم گوشهچشم مژه نیمنگاه انتها، کناره، پایان، منتها بهره، سود، نفع، نتیجه گوشه چشم لحظه، آن، لمحه جانب، سو، جهت
کرانه، کناره جانب، سو، سمت، طرف اقلیم، ناحیه، منطقه