واژه جو

طعام دادن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

طعام دادن . [ طَ دَ ] (مص مرکب ) اطعام . (ترجمان القرآن ) (تاج المصادر بیهقی ).اقضاء. ارفاف . (تاج المصادر). مید. (منتهی الارب ).

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی طعام دادن | واژه جو