طعن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(طَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- نیزه زدن. ۲- سرزنش کردن. ۳- کنایه زدن.مترادفها و واژههای مرتبطزخمزبان، سرزنش، طعنه، عیبجویی، کنایه، گوشه، ملامتعیب گفتن، سرزنش کردن، کنایه زدننیزه زدنواژه قبلی: طعمهواژه بعدی: طعن زدن