طفیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(طُ فَ یا فِ) [ ع. ]<BR>۱- (ص.) مهمان ناخوانده.<BR>۲- (اِ.) انگل.<br>
فرهنگ فارسی معین
(طُ فَ یا فِ) [ ع. ] ۱- (ص.) مهمان ناخوانده. ۲- (اِ.) انگل.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طفیل . [ طُ ف َ ] (اِخ ) ابن حارث بن عبدالمطلب بن هاشم صحابی قرشی . شوی نخستین زینب بنت خزیمه است و زینب را پس از درگذشتن طفیل بقولی برادر او عبیده و بقولی عبدبن جحش بخواست و پس از وفات زوج ثانی دررمضان سال سوم هجرت وی به عقد رسول اکرم درآمد. طفیل غزوه ٔ بدر و احد و دیگر مشاهد را درک کرد و خود ازشجعان و شرفاء عرب بود (٣٨ قبل از هجرت - ٣٢ هَ . ق .). (حبیب السیر ج ١ ص ١٤٧) (الاعلام زرکلی ج ٢ ص ٤٤٨).
طفیل . [ طَ] (ع اِ) آب مکدر باقی مانده ٔ در حوض . (منتهی الارب ).آب تیره و دُرد که در حوض بماند. (منتخب اللغات ).
طفیل . [ طِف ْ ی َ ] (ع اِ) نوزاده . ◄ (اِخ ) نام مردی است . (منتهی الارب ).
مترادف و متضاد واژهدان
همراه انگل وابسته مهمان ناخوانده