طق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طق . [طَ ] (ع اِ صوت ) حکایت آواز سنگریزه . (منتهی الارب ).آواز سنگ . (منتخب اللغات ). اسم صوت، آواز خوردن چیزسخت بر چیز دیگر. آواز با هم زدن دو چیز. (غیاث ).
طق . [ طَق ق ] (ع اِ) مرگ بسیار سخت . (دزی ج ٢ ص ٤٩).
طق . [ طِ ] (ع اِ صوت ) آواز جَستن غوک در آب از کرانه ٔ نهر. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). آواز وزغ که بر کنار جوی کند. (منتخب اللغات ).