طلاطلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طلاطلة. [ طُ طِ ل َ ] (اِخ ) پدر مالک یکی از مستهزئان نبی صلی اﷲ علیه و سلم . (منتهی الارب ).
طلاطلة. [ طُ طِ ل َ ] (ع اِ) بیماری سخت عاجزکن اطباء. ◄ بلا. گویند: رماه ُ اﷲ بالطلاطة؛ ای الداء العضال . داهیه . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). طلطلة. طلطل . (منتهی الارب ). ◄ گوشتپاره ای است در حلق یا در کرانه ٔ جای فروبردن لقمه و آن فروآمدن کام است که جهت آن طعام و شراب به سهولت فروبرده نشود. ◄ بیماریی است در پشت خر که قطع کند آن را. طلاطل . ◄ مرگ . (منتهی الارب ).