طلاق گرفتن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانگسستن، جدا شدن، از هم جدا شدنمترادفها و واژههای مرتبطجدا شدن، مطلقه شدن ≠ طلاق دادنازدواج کردنفسخ عقد کردن (از سوی زن) ≠ عقد بستن، عقد کردنواژه قبلی: طلاقواژه بعدی: طلاقنامه