طلالة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طلالة. [ طَ ل َ ] (ع اِمص ) خرمی . شادمانی . ◄ نیکوئی حالت . خوبی هیأت . ◄ (اِ) کالبد هر چیزی . گویند: حَیّا اﷲ طلالتک ؛ ای شخصک . ◄ اثر سرای . جای خراب شده . (منتهی الارب ).
طلالة. [ طَ ل َ ] (ع مص ) شگفتی نمودن . ◄ طُلَّت الارض ُ (مجهولاً)؛ باران ریزه بارید بر زمین . (منتهی الارب ).