طلال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طلال . [ طِ ] (اِخ ) ذوطِلال ؛ آبی است یا موضعی است به بلاد بنی مُرّة. ◄ اسب ابوسلمان بن ربیعة. (منتهی الارب ).
طلال . [ طِ ] (ع اِ) ج ِ طَل ّ. (منتهی الارب ).
طلال . [ طَ ] (اِخ ) موضعی است در شعر ابوالصخر الهذلی : یفیدون القیان مقینات کاطلاءالنعاج بذی طَلال . (از معجم البلدان ).