طلایه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهداندیده ور، دیده بان، پیشرومترادفها و واژههای مرتبطپیشقراول، جلودار، طلیعه، مقدمتالجیشواژه قبلی: طلاقنامهواژه بعدی: طلایه دار