واژه جو

طلحتان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

طلحتان . [ طَ ح َ ] (اِخ ) از اصطلاحات مردم بصره این است که بنام کسی که قریه ای به وی نسبت میدهند الف و نونی می افزایند مانندطلحتان . و آن نهری است که به طلحةبن ابی رافع مولی طلحةبن عبیداﷲ منسوب است . (معجم البلدان ج ٢ ص ٢٠٠).

معنی طلحتان | واژه جو