طمع کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
آزمند شدن، آزور شدن، آزمندی کردن، آزور بودن، حرصورزیدن، حریص شدن (متضاد: طمع بریدن، طمعبردن، طمع بستن) امید داشتن، انتظار داشتن، توقع داشتن، امید بستن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
آزمند شدن، آزور شدن، آزمندی کردن، آزور بودن، حرصورزیدن، حریص شدن (متضاد: طمع بریدن، طمعبردن، طمع بستن) امید داشتن، انتظار داشتن، توقع داشتن، امید بستن