طوارف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طوارف . [ طَ رِ ] (ع ص، اِ) ج ِ طارف . ◄ چشمها، گویند: لاتراه الطوارف . (منتهی الارب ). چشمان . (منتخب اللغات ). ◄ دد که برباید شکار را. ◄ خیمه و خرگاه دامنها درواکرده جهت نگریستن ماوراء آن . (منتهی الارب ). خیمه که دامن او برداشته شود تا بیرون نظر کرده شود. (منتخب اللغات ).