طوالة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طوالة. [ طَوْ وا ل َ ] (ع ص ) تأنیث طَوّال . (معجم البلدان ).
طوالة. [ طُ ل َ ] (اِخ ) موضعی است . ◄ چاهی است . (منتهی الارب ). موضعی است ببرقان و درآن چاهی است . قال ثعلب فی قول الحطیئة : و فی کل ممسی لیلة و معرس خیال یوافی الرکب من ام معبد فحیاک ودّ ما هداک لفتیة و خوص باعلی ذی طوالة هجّد. نصر گوید: طواله چاهی است در دیار فزارة ازآن بنی مرة و غطفان . شماخ گوید : کلا یومی طوالةوصل اروی ظنون ٌ آن مطّرِح الظنون . (از معجم البلدان ). ♦ یوم طوالة ؛ از ایام عرب است . (معجم البلدان ).
طواله .[ طَ ل َ ] (اِخ ) دهی از دهستان درجزین بخش رزن شهرستان همدان در ٢٧هزار گزی جنوب قصبه ٔ رزن و ١١ هزارگزی خاور شوسه ٔ رزن به همدان . جلگه و سردسیر و مالاریائی با ٢٢٧ تن سکنه . آب آن از قنات، محصول آنجا غلات و حبوبات و صیفی و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).