طوران
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طوران . (اِخ ) ناحیتی از سند که قصبه ٔ آن قصدار است و آن شهری باشد کوچک و آن ناحیه را روستاها و دیهها و شهرهاست . (معجم البلدان ). ناحیتی است بسند با نعمت و چهارپای بسیار و اندر وی مسلمانند و گبرکان بسیار و مستقرپادشاه طوران کیجکانان است و محالی و مندان و شوره از شهرهای ناحیت طوران است . (حدود العالم )... آن قسمت بین مکران و سیستان و غزنه از مملکت سند که در نقشه های قدیم آن را طوران نویسند و اکنون جزء بلوچستان انگلیس و ایالت غزنین افغانستان واقع شده است . (تاریخ سیستان حاشیه ٔ ص ٢٠٦).
طوران . (اِخ ) ناحیه ٔ مداین راگویند. زهرةبن حویه گوید در ایام فتوح : الا بلغا عنی اباحفص آیة و قولا له قول الکمی المغاور بانا اثرنا ان ّ طوران کلهم لدی مظلم یهفو بحمر الصراصر قریناهم ُ عند اللقاء بَواتراً تلالا و یسبو عند تلک الحرائر. (از معجم البلدان ).
طوران . (اِخ ) از دیههای هرات . (معجم البلدان ).
فرهنگ نامهای فارسی
نام فارسی